تبارشناسی تطبیقی سنت‌های دادرسی اداری؛ واکاوی نسبت میان الگوهای غربی و میراث اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق عمومی و بین‌الملل، دانشکده حقوق دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشکده حقوق دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.

10.22091/cpl.2026.15229.1097

چکیده

 دادرسی اداری در بطن خود تجلی نبرد میان اقتدار دولت و حق بنیادین شهروندان است که ریشه‌ای عمیق در لایه‌های تمدنی بشری دارد. این نوشتار با رویکردی تبارشناختی به واکاوی نسبت میان سه سنت بزرگ حقوقی می‌پردازد که شامل سنت آنگلوساکسون مبتنی بر یگانگی قضایی و آرمان حاکمیت قانون، مدل فرانسوی با تأکید بر تفکیک دادگاه‌های اداری و اصل قانونی بودن و درنهایت میراث اسلامی در قالب دیوان مظالم و مبانی عمیق نظری آن است. تمرکز اصلی پژوهش بر تحلیل چگونگی مواجهه این الگوها و تأثیر آن‌ها بر تکوین نظام‌های نظارتی در کشورهای ایران و مصر و عربستان سعودی قرار دارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که درحالی‌که سنت آنگلوساکسون بر برابری همگان در پیشگاه دادگاه‌های عمومی اصرار می‌ورزید، مدل فرانسوی با ایجاد مرزبندی دقیق میان امور اداری و قضایی، بنیانی نوین برای مهار بوروکراسی بنا نهاد. مواجهه این الگوها با جهان اسلام گویای آن است که اگرچه تلاطم‌های تاریخی سده‌های اخیر این کشورها را به سمت الگوبرداری از ساختارهای غربی، به‌ویژه مدل فرانسوی هدایت کرد، اما این تحول هرگز به معنای یک اقتباس صِرف و بی‌ریشه نبوده است. واکاوی ریشه‌های سنت اسلامی ثابت می‌کند که وجود نهاد کهن مظالم، بستری آماده برای پذیرش و بومی‌سازی مفاهیم مدرن فراهم کرده بود. در واقع، دادرسی اداری در این جوامع را باید محصول بازتعریف آرمان بومی نفی ظلم در کالبد نهادهای مدرن دانست که تلاش می‌کند توازنی پایدار میان اقتدار حاکمیت و صیانت از حقوق آحاد مردم برقرار سازد.

تازه های تحقیق

تحلیل تبارشناختی سنت‌های سه‌گانه، نشان ‌دهنده یک همگرایی بنیادین در اهداف حقوقی است که فراتر از تفاوت‌های ساختاری، بر ضرورت مهار قدرت استوار گردیده است. بر اساس نظریات مطرح در این حوزه، هر سنت مسیر پویای خود را طی کرده، اما در مواجهه با دیوان‌سالاری مدرن، همگی با چالش واحد گذار از «ارادهٔ شخصی» به «حاکمیت قانون» روبه‌رو شده‌اند. در سنت آنگلوساکسون، این آرمان در قالب مفهوم حاکمیت قانون و نفی امتیازات ویژهٔ نهادهای اجرایی تجلی یافت و در سنت فرانسوی نیز، اصل قانونی بودن مبنای مشروعیت کنش‌های اداری قرار گرفت. اگرچه دادرسی اداری در جهان اسلام صرفاً یک اقتباس منفعلانه به شمار نمی‌رود، اما وقوع حوادث سیاسی و اجتماعی در قرون اخیر، این کشورها را به‌ناچار تحت تأثیر الگوهای غربی و به‌ویژه مدل فرانسوی قرار داده است. با این حال، بازخوانی مفهوم نفی ظلم و استمرار نهادی آن در قالب دیوان مظالم، گواهی است بر اینکه این نظام‌ها در پی پیوند زدن ضرورت‌های بومی با تکنیک‌های مدرن برای مهار خودسری کارگزاران بوده‌اند. در واقع، جوهرهٔ تحول در هر سه سنت، حرکت از عدالتی بر پایهٔ انصاف شخصی به سمت عدالتی مبتنی بر حق قانونی است؛ تحولی که غایت نهایی آن، تبدیل اقتدار سیاسی به یک کنش حقوقی مقید و پاسخگوست.

در سطح ساختاری، تقابل میان دو الگوی «یگانگی قضایی» و «دوگانگی قضایی»، فراتر از یک گزینش فنی، بازتاب‌دهندهٔ تفاوت در نگاه تمدنی به نسبت میان قانون و قدرت است. درحالی‌که سنت آنگلوساکسون بر برابری همگان در پیشگاه دادگاه‌های عمومی اصرار می‌ورزید، مدل فرانسوی با تفکیک محاکم اداری، مسیری تخصصی را برای مهار بوروکراسی گشود. گزینش الگوی دوگانگی در کشورهای اسلامی به‌ویژه در ایران و مصر، هرچند تحت تأثیر تلاطم‌های سیاسی سده‌های اخیر و ضرورت نوسازی رخ داد، اما ابداً یک اقتباس صرف و بی‌ریشه نبود؛ بلکه این تمایل نشان‌دهندهٔ یک «خویشاوندی ساختاری» با میراث دیوان مظالم است. همان‌گونه که سنت در دیدگاه «پیتر کین»[1] روایتی پویا از انتقال درس‌های گذشته به زمان حال است، این جوامع نیز با تکیه بر ذهنیت تاریخی خود که نظارت بر کارگزاران را امری متمایز از دعاوی عمومی می‌دید، آرمان بومی مهار قدرت را در قالب تکنیک‌های مدرن بازسازی کردند. بدین‌سان، این تأثیرپذیری از مدل‌های غربی، نه به معنای انحلال سنت، بلکه به مثابهٔ ابزاری برای عینی کردن مفهوم عدالت در بستر دولت‌های جدید به خدمت گرفته شد. در نگاهی تحلیلی، برآیند تبارشناختی نظام‌های اداری در جوامعی همچون ایران، مصر و عربستان، گویای تکوین یک «هویت ترکیبی» است که در آن، تکنیک‌های مدرن غربی با مبانی معرفتی سنت اسلامی پیوند خورده‌اند.

این درهم‌تنیدگی، فراتر از یک اقتباس صوری، نشان ‌دهندهٔ بازتولید پویای میراث مظالم در کالبد نهادهای بوروکراتیک امروزی است. دادرسی اداری در جهان اسلام را نباید صرفاً نسخه‌ای کپی‌برداری ‌شده از مدل‌های اروپایی دانست؛ بلکه این نظام‌ها محصول یک فرآیند آگاهانه برای «درونی‌سازی» عدالت اداری هستند که در آن، مشروعیت تاریخی دیوان مظالم با کارآمدی فنی نهادهایی نظیر شورای دولتی ترکیب شده است تا پاسخی بومی به چالش‌های مهار قدرت فراهم آید. این هویت ترکیبی نشان می‌دهد که سنت‌های حقوقی در مواجهه با مدرنیته، نه لزوماً منحل، بلکه در قالبی نوین بازتعریف می‌شوند تا رسالت دیرینهٔ خود در صیانت از حقوق آحاد مردم را در ساختارهای پیچیدهٔ امروزی استمرار بخشند. هرچند این گزاره به معنای نفی تأثیرپذیری کشورهای اسلامی از الگوهای غربی نیست. وقوع حوادث سیاسی و اجتماعی در قرون اخیر، این کشورها را به‌ناچار تحت تأثیر این الگوها، به‌ویژه مدل فرانسوی قرار داده است.

با وجود رشد چشم‌گیر در فرآیند مهار قدرت، هر سه سنت مورد مطالعه با چالشی مشترک و بنیادین مواجه‌اند که می‌توان آن را «سایهٔ اقتدار بر کالبد قانون» نامید. این چالش در قالب شکل‌گیری قلمروهای نفوذناپذیر و استثنائاتی تجلی می‌یابد که تحت عناوینی همچون «اعمال حاکمیت» یا «اختیارات ویژهٔ حکومتی»، از دایرهٔ پاسخگویی و نظارت قضایی خارج شده‌اند. اگرچه این حوزه‌های مصون در نظام‌های غربی با هدف تفکیک امور سیاسی کلان از لایه‌های فنی اداره ترسیم شده‌اند، اما تبارشناسی این استثنائات در کشورهای اسلامی نشان ‌دهندهٔ نوعی پارادوکس تاریخی است؛ چراکه آرمان فراگیر «دیوان مظالم» در بطن سنت، هیچ مقام و تصمیمی را مصون از تظلم‌خواهی نمی‌شناخت و حتی عالی‌ترین سطوح قدرت را در برابر قانون پاسخگو می‌خواست. تحلیل این وضعیت نشان می‌دهد که استثنا کردن تصمیمات نهادهای عالی و سیاست‌گذاری‌های راهبردی از چتر نظارتی، حفره‌های عمیقی در نظام قانون‌گرایی ایجاد کرده که عملاً مهار همه‌جانبهٔ قدرت را با بن‌بست مواجه می‌سازد. این واقعیت مشترک گویای آن است که حقوق اداری نه یک نظام ایستا و تثبیت ‌شده، بلکه عرصهٔ تنازعی بی‌پایان میان «منطق حاکمیت» و «منطق حق» است. در هر سه سنت، استثنائات قانونی همواره این خطر را در بطن خود دارند که به ابزاری برای احیای صلاحدیدهای مطلق تبدیل شده و موازنه میان اقتدار دولت و حقوق بنیادین شهروندان را به نفع قدرت سنگین کنند. درنهایت، بررسی ریشه‌های تاریخی دادرسی اداری نشان می‌دهد که این نظام، تنها مجموعه‌ای از قواعد فنی نیست، بلکه جریانی زنده است که میان میراث گذشته و نیازهای امروز توازن برقرار می‌کند. حقوق اداری در واقع روایتی پویاست که از دل گفتگو میان تجربه‌های مختلف حقوقی شکل گرفته است. برای نظام‌های حقوقی در جهان اسلام، مسیر پیشِ‌رو ایجاب می‌کند که فراتر از نگاه صرفاً اداری به قوانین، نظارت بر قدرت را با حقوق بنیادین مردم و ارزش‌های انسانی پیوند بزنند؛ به گونه‌ای که ابزارهای قانونی، فراتر از یک روال اداری ساده، به محافظی واقعی برای حقوق شهروندان تبدیل شوند. بدین‌سان، بازخوانی سنت «دیوان مظالم» و هماهنگ کردن آن با نیازهای حاکمیتی مدرن، می‌تواند زمینه‌ساز ساختاری باشد که در آن «حق»، همواره بر «قدرت» پیشی گرفته و عدالت، غایت بنیادین هر عمل اداری تلقی گردد.

 

[1]. Peter Cane

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Comparative Genealogy of Administrative Justice: Examining Western Models Vis-à-vis the Islamic Heritage

نویسندگان [English]

  • Mahdi Balavi 1
  • Mohahmmad Behzadi 2
1 Associate Professor of Public Law, Faculty of Law, College of Farabi, University of Tehran, Qom, Iran.
2 Master’s Student of Public Law, Faculty of Law, College of Farabi, University of Tehran, Qom, Iran.
چکیده [English]

 Administrative litigation, at its core, represents the enduring tension between state authority and the fundamental rights of citizens, a tension deeply rooted in the civilizational strata of human legal history. Adopting a genealogical approach, the present study examines the three major legal traditions: the Anglo-Saxon tradition, grounded in judicial unity and the ideal of the rule of law; the French model, characterized by the separation of administrative courts and the principle of legality; and, finally, the Islamic heritage embodied in the institution of the Diwan al-Mazalim (Court of Grievances) and its profound theoretical foundations. The principal focus of the study lies in analyzing the manner in which these traditions interacted and influenced the formation of supervisory and administrative justice systems in Iran, Egypt, and Saudi Arabia. The findings demonstrate that, whereas the Anglo-Saxon tradition insisted on the equality of all persons before ordinary courts, the French model established a precise demarcation between administrative and judicial matters, thereby constructing a novel framework for the control of bureaucracy. The encounter of these models with the Islamic world further reveals that, although the historical upheavals of recent centuries directed many Muslim-majority states toward the adoption of Western institutional structures, particularly the French administrative model, such transformation cannot be understood as a mere legal transplantation devoid of indigenous foundations. An examination of the roots of the Islamic jurisprudential tradition demonstrates that the historical institution of the Mazalim had already provided a normative and institutional foundation capable of facilitating the reception and localization of modern administrative concepts. Accordingly, administrative litigation within these societies should be understood as the product of a reinterpretation of the indigenous ideal of resisting injustice within the institutional framework of modern governance. In this sense, contemporary administrative justice seeks to establish a sustainable equilibrium between sovereign authority and the protection of the rights of individuals

کلیدواژه‌ها [English]

  • Genealogy
  • Administrative Litigation
  • Rule of Law
  • Diwan al-Mazalim
  • Legal Tradition
  • Hybrid Legal Identity
آئینه‌نگینی، حسین و ابریشمی‌راد، محمدامین (۱۴۰1). «بازشناسی جایگاه و صلاحیت‌های دیوان مظالم در ساختار حقوقی-قضایی ایران و اسلام»، مجله پژوهش‌های نوین حقوق اداری، دوره 4 شماره 12.
آجرلو، اسماعیل (۱۳۹۵). حقوق اساسی کشورهای اسلامی، تهران: پژوهشکده شورای نگهبان
آدمیت، فریدون (۱۳۷۸). امیرکبیر و ایران، چاپ نهم، تهران: خوارزمی.
آقایی طوق، مسلم (۱۳۹۸). حقوق اداری، چاپ اول، تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار.
امین، حسن (۱۳۸۶). تاریخ حقوق ایران، چاپ دوم، تهران: دائره‌المعارف ایران‌شناسی.
تنگستانی، محمدقاسم (۱۴۰۳). «تأملی در الگوهای سازماندهی دادگاه‌های اداری در نظام قضایی»، مجله مطالعات فقه و حقوق اسلامی دانشگاه سمنان، شماره ۳۵.
زرگری‌نژاد، غلامحسین (۱۳۸۲). «قانون حکومت ایران (سومین قانون اساسی عصر ناصری)»، مجله تخصصی گروه تاریخ دانشگاه تهران، دوره 4 شماره 1.
کعبی، عباس و میرداماد نجف‌آبادی، سید علی (۱۳۹۴). «ماهیـت نهـاد مظالـم ضـرورت و مبانـی آن در حکومـت اسلامی، فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 75.
مرادخانی، فردین (۱۳۹۵). «تأثیر نظریه دولت بر پیدایش حقوق اداری»، دوفصلنامه حقوق اداری، شماره ۱1.
مشهدی، علی (۱۴۰۰). «مسئله اسب تروای حاکمیت قانون؛ کنترل‌پذیری قضایی صلاحیت‌های اختیاری در انگلستان با نگاهی به حقوق ایران»، پژوهش‌های نوین حقوق اداری، دوره 3 شماره 7.
میراحمدی، فاطمه؛ مجتهدی، محمدرضا و واعظی، سید مجتبی (۱۴۰۰). «اساسی‌سازی حقوق اداری در فرانسه»، فصلنامه حقوق اداری، شماره 26.
واعظی، سید مجتبی (1۴03). «مطالعه تطبیقی مبانی و مؤلفه‌های دادرسی اداری»، مجله حقوق عمومی تطبیقی، دوره 1 شماره 1.
References
In English
Abouyounes, M. W. (2025). Stay of enforcement of administrative rulings under Saudi law. Journal of SDG’s Review, 5, e05567, 1-19.
Bell, J., & Lichère, F. (2022). Contemporary French administrative law. Cambridge University Press.
Cane, P. (2020). An Anglo-American tradition. Oxford University Press, 1, 3-21.
Chrimes, S. B. (1965). English constitutional history (3rd ed.). Oxford University Press.
Craig, P. (2015). UK, EU and global administrative law: Foundations and challenges. Cambridge University Press.
Dicey, A. V. (2013). The law of the constitution (J. W. F. Allison, Ed.). Oxford University Press.
Glenn, H. P. (2014). Legal traditions of the world (5th ed.). Oxford University Press.
Harris, B. (2009). The House of Commons, 1707-1800. In C. Jones (Ed.), A short history of Parliament. Boydell Press.
Mallat, C. (2020). A Middle Eastern tradition. Oxford University Press.
Mestre, J.-L. (2020). France: The vicissitudes of a tradition. Oxford University Press.
Finck, M., et al. (Eds.). (2020). The Oxford handbook of comparative administrative law. Oxford University Press.
Oraby, M. (2025). Special issue on administrative law. Arab Law Quarterly, 39.
Zakki, M., & Sutrisno. (2025). Contemporary developments in Islamic law, civil law, criminal law and administrative law. International Journal of Law, 1(1).
 
In Persian
Ādamīyat, F. (1999). Amir Kabir and Iran (9th ed.). Tehran: Khwarazmi.
Ājarlū, I. (2016). Constitutional law of Islamic countries. Tehran: Guardian Council Research Institute.
Amīn, H. (2007). History of Iranian law (2nd ed.). Tehran: Encyclopaedia Iranica Foundation.
Āqāyī Ṭūq, M. (2019). Administrative law (1st ed.). Tehran: Enteshar Joint Stock Company Publications.
Āʾīneh-Naghinī, H., & Abrīshamī-Rād, M. A. (2022). Reconsidering the position and competencies of the Dīvān-e Mazālem in the legal-judicial structure of Iran and Islam. Journal of Modern Research in Administrative Law, 4(12).
Kaʿbī, A., & Mīrdāmād Najafābādī, S. A. (2015). The nature of the institution of Mazālem, and the necessity and foundations thereof in Islamic government. Islamic Government Quarterly, (75).
Mashhadī, A. (2021). The Trojan horse problem of the rule of law: Judicial reviewability of discretionary powers in England with a view to Iranian law. Modern Research in Administrative Law, 3(7).
Mīr-Ahmadī, F., Mojtahedī, M. R., & Vāʿeẓī, S. M. (2021). Constitutionalization of administrative law in France. Quarterly Journal of Administrative Law, (26).
Morādkhānī, F. (2016). The impact of state theory on the emergence of administrative law. Biannual Journal of Administrative Law, (11).
Tangestānī, M. Q. (2024). A reflection on models for organizing administrative courts within the judicial system. Journal of Islamic Jurisprudence and Law Studies of Semnan University, (35).
Vāʿeẓī, S. M. (2024). A comparative study of the foundations and components of administrative adjudication. Comparative Public Law Journal, 1(1).
Zargarī-Nezhād, G. H. (2003). The Law of Government of Iran (the third constitution of the Nāṣerī era). Specialized Journal of the History Department of the University of Tehran, 4(1).