مطالعهٔ تطبیقی آموزش مطالعات حکمرانی مورد کاوی دانشگاه‌های هاروارد، پنسیلوانیا و آکسفورد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران. ایران.

چکیده

«حقوق عمومی» نظام حقوقی ناظر بر «حکمرانی» است که سه خصلت «تنظیمی»، «هنجاری» و «بومی‌جهانی» دارد. تنظیم بسامان روابط، مستلزم شناخت آن است. شناختی که درون حصارهای رشته‌ای و به صرفِ هنجارشناسی حقوقی ممکن نیست. بایدها و نبایدهای حقوقی از یک ‌سو ریشه در سنت‌های جوامع و از سوی‌ دیگر در پیوند با اقتضائاتِ عصر جدید شکل می‌گیرد، اما فهم «سنت» و شناختِ «تجدد» نیز در چارچوب‌های بسته یک رشته دانشگاهی مقدور نیست. بر این ‌بنیاد، بین دانش‌های «حقوق» و «مدیریت» و «سیاست» شبکه معناداری از مفاهیم و نظریه‌ها متولد می‌شود که رشته‌های آموزشی این حوزه‌ها را نیز با یکدیگر آمیخته و مطالعات میان‌رشته‌ای حکمرانی را خلق می‌کند. بر این ‌اساس، این مقاله با رویکردی میان‌رشته‌ای و با روش تحلیلِ تطبیقی در پی توصیف برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌های هاروارد، پنسیلوانیا و آکسفورد از منطقه آیوی لیگ و آکسبریج و استنباط ملاک برای تبیینِ مقایسه‌ای چگونگی تحقق مطالعات حکمرانی است. بر بنیادِ نتایجِ این بررسی الگوی مطلوب آموزش حکمرانی بر سه رویکرد استوار است: رویکرد میان‌رشته‌ای که در آن قانون‌گذاری با رویکردی اجتماعی و درصدد تعادل‌بخشی به نیروهای متضادِ جامعه است. رویکردِ مسئله‌محور که در این چارچوب نظریه «زمینه‌بنیاد» و ظهور یافته از شواهد جامعه است که در بستری اجتماعی و برخاسته از یک یا چند مسئله شکل گرفته است و رویکرد تجربی و مبتنی بر شواهد که در آن «مطالعات حکمرانی» بر پایهٔ فهمِ روشمند «واقعیت» استوار شده و به «چگونگی» جامعه‌پذیری قانون و کارآمدی حکمرانی جواب می‌دهد.

تازه های تحقیق

«مطالعات حکمرانی» محلِّ تلاقیِ سه حوزهٔ «حقوق عمومی»، «علم سیاست» و «مدیریت» است. این مطالعات یک ضرورت و ناشی از پیچیدگی و چندوجهی ‌بودنِ واقعیت‌های اجتماعی است. ازاین‌روی، آموزش حقوق برای دانشجویان علوم سیاسی و مدیریت موضوعیت یافته و این مهم، مستلزم خروج از حصارهای رشته‌ای و انجام مطالعات میان‌رشته‌ای است. زیرا در اثر تأثیر و تأثر متقابل حقوق و عوامل فراحقوقی، این نهاد، موضوع تأملات و بازاندیشی‌های مداوم و مستمر قرارگرفته است، به‌گونه‌ای که امروزه می‌توان از درهم‌تنیدگی مرزهای حقوق و سیاست و ضرورت مطالعات حکمرانی سخن گفت.

ازاین‌روی، به نظر می‌رسد که یکی از مهم‌ترین علل نابسامانی نظام حقوقی فعلی ایران نیز این است که رابطهٔ رشتهٔ حقوق با رشته‌های زیربنایی که باید حقوق را تغذیه کند، مانند جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، مدیریت و... منقطع و بُریده شده و با ابتنای سیاست‌های کلان بر گزاره‌های غیرقابل سنجش و آزمون‌ناپذیر، ضرب‌آهنگ حرکت جامعه و حکمرانی ناکوک شده و موسیقی فالش می‌نوازد. چنانچه امروز جامعهٔ ما با پدیدهٔ «ناهم‌ترازی» بین تغییرات اجتماعی و ساختار و کارکردِ نهادهای سیاسی‌حقوقی مواجه است. سرعتِ تحولاتِ اجتماعی از سرعتِ فهمِ حکمرانی بیشتر است و در این هنگامه، نظام حکمرانی فقط با جامعهٔ خودش تخاطب می‌کند و بخشی از جامعه را نامرئی تلقی می‌کند حال آنکه در حوزهٔ اجتماعی، امرِ خوب یا «خیر همگانی» در خلأ و انتزاع، ارزیابی نمی‌شود، بلکه در نسبت با واقعیاتِ عینیِ سنجش‌پذیر، اعتبار پیدا می‌کند.

بر این‌ بنیاد، بررسی تطبیقی نحوه و چگونگی آموزش مطالعات حکمرانی در دانشگاه‌های آیوی‌لیگ و آکسبریج نشان می‌دهد که محتوای این آموزش باید خصلتِ «بومی‌جهانی» داشته باشد، زیرا نظام تدبیر و حکمرانی از یک ‌سو ریشه در «سنت»‌ها دارد تا پایه‌های قوام و استواری جامعه را در سیر درازآهنگ تحولات بشری، حفظ کند و از سوی‌ دیگر، هم‌آهنگ با «تغییرات اجتماعی» است تا جنبه واگرایی و تضاد با روندهای عمومی پیدا نکند، زیرا راه‌حل واحد برای کل جهان وجود ندارد و هر اتمسفری می‌تواند مسیر متفاوتی را طی کند که متأثر از فهمی زمینه‌مند از شرایط محلی باشد. نظریهٔ «زمینه‌بنیاد» ظهور یافته از شواهدِ جامعه و بر مبنای روش استنتاج از جزئیات و رسیدن به کلیات است. بر این ‌اساس، حفظِ تعادل در میانه «سنت» و «تجدد» و انعکاس میراث تاریخی پیشینیان از یک ‌طرف و بازتاب تحولات جمعیِ جامعه، از طرف‌ دیگر، به راه رفتن بر لبه تیغ می‌ماند که بایستی با حزم و احتیاط انجام شود. بر این ‌اساس، روش‌شناسی مطالعات حکمرانی مبتنی بر فهم میان‌رشته‌ای از مفاهیم و نظریه‌های رشته‌های مدیریت، اقتصاد، حقوق، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و فلسفه است.

ضعف اصلی نظام آموزشی مطالعات حکمرانی (حقوق عمومی و علوم سیاسی و مدیریت دولتی) در ایران، انزوای روش‌شناختی و تأکید بیش‌ازحد بر رویکردهای مدعی بومی‌سازی علوم انسانی و غفلت از روش‌شناسی‌های جهانی است. همچنین ضعف در مطالعات تجربی مبتنی بر شواهد علمی و عملی و داده‌های آماری، از دیگر موارد مستلزم توجه و ترمیم است. مسئله دیگر ضعف در ارتباط با بدنه حکمرانی واقعی کشور و شکل‌گیری مطالعات نظری محض که کمتر نسبتی با امکانات و محدودیت‌های نظام حکمرانی دارند، از دیگر چالش‌های این حوزه است. بر این‌ بنیاد، الگوی مطلوب آموزش حکمرانی بر سه اصل استوار است:

  1. رویکرد میان‌رشته‌ای: در این خوانش، سیاست‌گذاری به‌مثابهٔ محصول رویکرد اجتماعی است که باید با «تنظیم‌گری» درصدد تعادل‌بخشی به نیروهای متضادِ اجتماعی باشد. بر این‌ بنیاد، ابتنای حکمرانی بر «واقعیت» و تکیهٔ آن بر داده‌های تجربی است. این روش‌شناسی متأثر از سنتی است که می‌کوشد بین ثنویتِ امر «انضمامی» و «انتزاعی» تعادل برقرار سازد. زیرا رویکردِ «اجتماعی» به «حکمرانی» هنگامی رُخ می‌دهد که رابطهٔ متقابل و تأثیر و تأثُّر حقوق و نهادها و گروه‌های اجتماعی را نشان دهیم و از خشکی و عبوسی و مقاومتِ قواعد حقوقی در برابرِ پویایی، سیالیت و شناور بودنِ قواعد اجتماعی بکاهیم و این دو در هاضمهٔ جمعی جامعه به تعادل رسند. در نگرشِ اتخاذی، رویارویی مستقیم و بدون واسطه با مسائلِ عینی جامعه می‌شود، ازاین‌روی، از بطنِ چنین دیدگاهی، مفهومِ «حقوقِ زنده» زاییده می‌شود که در آن تحول در یک نهاد می‌تواند سایر نهادهای اجتماعی را نیز متأثر سازد. درنتیجه «امر تامِّ اجتماعی» شکل می‌گیرد که در آن هر پدیده ازجمله هنجارها، ساختارها و فرآیندهای حکمرانی را باید در نسبت با دیگر پدیده‌های اجتماعی سنجید.
  2. رویکرد هم‌مسئله‌گی: رویکردِ «تاریخی» با گسستِ نظریه از زمینهٔ اجتماعی و بدون ورود به بررسی گزاره‌های عینی جامعه، ادعای جهان‌شمولی و دائمی بودن دارد. در این چارچوب، نظریه‌ها به‌مثابهٔ قواعدِ عامِ «فرا زمان» و «فرا مکان» و مبتنی بر اصالتِ تاریخ و چرخهٔ تکرار هستند. ازاین‌روی، به ادبیاتی شبه‌فلسفی دچار شده و «نظریه برای نظریه» و نه لزوماً توصیف و تحلیل یک پدیدهٔ اجتماعی در قلمروی سرزمینی معین می‌شود. اما در رویکردِ مسئله‌محور، نظریه‌ها محیط‌مند، تاریخ‌مند و ناظر بر تبیینِ مسائلِ مشخصی هستند. مطالعهٔ نظریه‌ها برای شناختِ همان نظریه‌ها نیست، نظریه برای شناختِ جامعه واجد اهمیت و درخورِ تأمّل می‌شود. بر این‌ بنیاد، نظریه از واقعیت‌های زمان‌مند و مکان‌مندِ اجتماعی، انتزاع می‌شود، درنتیجه، در چارچوبِ «زمان» و «جغرافیا» قابلیتِ فهم، تبیین و پیش‌بینی‌پذیر ساختنِ روندها و رویدادها را می‌دهد. در این نگرش، نظریه «زمینه‌بنیاد» و ظهور یافته از شواهد جامعه است که در بستری اجتماعی و برخاسته از یک یا چند مسئله شکل گرفته است. ازاین‌روی، نظریه از زمینهٔ اجتماعی شکل‌دهنده منفصل نیست، در پیوندِ با مسائل زندگیِ روزمره و «تجارب زیسته» شکل گرفته و با تأکید بر ضرورتِ توجه به واقعیات و انتزاعِ نظریه از روزمره‌های زندگی، معنا می‌یابد. این مهم مستلزمِ ورزیدگی در کاربستِ نظریه‌ها از یک ‌سو و درکِ ذهنی از امور عینی و نظام‌مند ساختنِ آن انتزاعیات، از سوی‌ دیگر است که این درکِ انتزاعی از امور انضمامی، در گروی «مشاهده» فعال و ذهن جوّال و خلاق است.
  3. رویکرد تجربی و مبتنی بر شواهد: تکیه‌بر آمار و اطلاعاتِ تجربی که آزمون‌پذیر هستند و قابلیتِ راستی‌آزمایی و صحت‌سنجی دارند، از ویژگی‌های این روش‌شناسی است که با روش‌های تجربی و با مبنا قرار دادن اعداد و ارقام آماری در فهمِ نحوهٔ مواجههٔ با یک پدیدهٔ اجتماعی کاربرد دارد. «مطالعات حکمرانی» بر پایهٔ فهمِ روشمند «واقعیت» استوار شده و به «چگونگی»­ جامعه‌پذیری قانون و کارآمدی حکمرانی جواب می‌دهد. بنابراین، بنیادهای این روش‌شناسی بر داده‌های متغیر تجربی بنا و بر پایهٔ اصول فکری مکتب واقع‌گرایی استوار شده است. گزاره‌های علمی، «آزمون‌پذیر» و «پیش‌بینی‌پذیر» و «تعمیم‌پذیر» هستند. از این ‌روی حکمرانی ایرانی نیز باید با توجه به واقعیت‌های اجتماعی جامعهٔ ایران سامان پیدا کند، نه آنکه با نظریه زدگی، نظریه‌ها عمدتاً به‌عنوان ایده‌های ابدی و فرازمان و فرامکان، جهان‌شمول و همه‌وطن تلقی شوند، نظریه‌هایی منقطع از زمینه‌های اجتماعی شکل دهنده که در توضیح جامعه خود کارکردی ندارند و گویی نظریه برای نظریه و نه برای فهم جامعه مورد مطالعه است. زیرا نظریه چیزی جُز فهم نظام‌مند و انتزاعی از واقعیت و تجارب زیسته نیست و این فهم لاجرم باید از تصادم با واقعیت حاصل شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Comparative Study of Education in Governance Studies: Case Studies of Harvard University, the University of Pennsylvania, and the University of Oxford

نویسنده [English]

  • Mahdi Mahdavizahed
Faculty Member, Allameh Tabataba’i University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

  Public Law constitutes the legal framework governing “governance” and possesses three characteristics: “regulatory,” “normative,” and “glocal.” The orderly regulation of social relations requires an understanding of those relations, an understanding that cannot be attained within disciplinary confines or through the study of legal norms alone. Legal prescriptions and prohibitions are rooted, on the one hand, in the traditions of societies and, on the other, are shaped in response to the exigencies of the modern age. Yet neither “tradition” nor “modernity” can be adequately understood within the closed framework of a single academic discipline. On this basis, a meaningful network of concepts and theories emerges at the intersection of “law,” “management,” and “politics,” bringing the educational fields associated with these disciplines into closer interaction and giving rise to interdisciplinary governance studies. Accordingly, adopting an interdisciplinary approach and employing comparative analysis, this study seeks to describe the educational programmes of Harvard University, the University of Pennsylvania, and the University of Oxford, representing the Ivy League and Oxbridge traditions, and to derive criteria for comparatively explaining how governance studies are developed and delivered. The findings indicate that an appropriate model for governance education rests on three approaches. The first is an interdisciplinary approach, within which legislation is understood from a social perspective and seeks to balance competing forces within society. The second is a problem-oriented approach, within which theory is context-grounded and emerges from evidence derived from society, taking shape in a social setting and in response to one or more problems. The third is an empirical and evidence-based approach, in which “governance studies” are founded upon a systematic understanding of “reality” and seek to explain how law becomes socially embedded and how governance may operate effectively.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sociology of Law
  • Governance Studies
  • Interdisciplinary Studies
  • Social Analysis of Law
بشیریه، حسین (1396).  آموزش دانش حقوق اساسی. چاپ دوم. تهران: نشر نی.
تنگستانی، محمدقاسم (۱۳۹۹). «نسبت حقوق و سیاست»، پژوهش حقوق عمومی، شماره ۶۷.
جعفری‌تبار، حسن (1395). دیو در شیشه؛ در فلسفهٔ رویه قضایی. تهران: حق‌گزاران.
راسخ، محمد (۱۳۸۵). «ویژگی‌های ذاتی و عرضی قانون». مجلس و راهبرد، شماره ۵۱.
راسخ، محمد (۱۳۹۵). «فقه و حقوق: کدام فقه؟». در مجموعه مقالات حقوق؛  جانمایهٔ بقای اجتماع. چاپ اول. تهران سمت.
شهابی، مهدی (۱۳۹۰). «فرآیند اجتماعی شدن حقوق و تأثیر آن بر نظام حقوقی». فصلنامه حقوق، دوره ۴۱، شماره ۱.
علیزاده، عبدالرضا (۱۳۸۷). «تحلیلی جامعه‌شناختی از معرفت‌های حقوقی». مجله روش‌شناسی علوم انسانی، شماره ۵۶.
قاری‌سیدفاطمی، سید محمد (1393). حقوق بشر در جهان معاصر، درآمدی بر مباحث نظری: مفاهیم، مبانی، قلمرو و منابع. چاپ چهارم. تهران: شهر دانش.
ملک‌محمدی، حمیدرضا (۱۳۹۹). «قانون به‌مثابه امر سیاسی». فصلنامه مطالعات حقوق عمومی، دوره ۵۰، شماره ۱.
مرادخانی، فردین (۱۴۰۴). «مفهوم شبه‌قانون اساسی (مطالعه تطبیقی)». حقوق عمومی تطبیقی، دوره ۲، شماره ۳.
مرادخانی، فردین (۱۴۰۴). «تاب‌آوری قانون اساسی». تحقیق و توسعه در حقوق عمومی، دوره ۲، شماره ۴.
مرادی برلیان، مهدی (۱۴۰۴). «امر حقوقی به‌مثابه امری تفسیری؛ خوانش نظریه حقوقی «رونالد دورکین» در پرتو انگاره‌های کانت». پژوهش حقوق عمومی، دوره ۲۷، شماره ۸۸.
مهدوی‌زاهد، مهدی (1405). درآمدی بر جامعه‌شناسیِ حقوق، تأملی بر دیالکتیکِ «ارزش» و «واقعیت» در جامعهٔ متکثر ایرانِ معاصر. چاپ دوم. تهران: نگاه بینه.
References
Blavatnik School of Government. (n.d.). Home. University of Oxford.
Feldman, D. (Ed.). (2013). Law in politics, politics in law. Hart Publishing.
Fels Institute of Government. (n.d.). Preparing the next generation of public and nonprofit leaders. University of Pennsylvania.
Governance School of National Defense University. (n.d.). Governance School of National Defense University.
Harvard Kennedy School. (n.d.). Home. Harvard University.
Kaufmann, D., & Kraay, A. (2024). The Worldwide Governance Indicators: Methodology and 2024 update. World Bank.
Myneni, S. R. (2018). Political science for law students. Allahabad Law Agency.
Peters, B. G., & Pierre, J. (2016). Comparative governance. Cambridge University Press.
Shahed University. (n.d.). Shahed University.
Shanghai Ranking. (n.d.). Academic Ranking of World Universities.
University of Tehran Governance Faculty. (n.d.). University of Tehran Governance Faculty.
Zamboni, M. (2008). Law and politics: A dilemma for contemporary legal theory. Springer.
In Persian
Alizadeh, A. (2008). A sociological analysis of legal knowledge. Methodology of the Social Sciences and Humanities, (56). [In Persian]
Bashiriyeh, H. (2017). Teaching constitutional law (2nd ed.). Ney Publishing. [In Persian]
Jafari-Tabar, H. (2016). The demon in the bottle: On the philosophy of judicial precedent. Haghgozaran Publishing. [In Persian]
Mahdavi-Zahed, M. (2026). An introduction to the sociology of law: Reflections on the dialectic of “value” and “reality” in contemporary pluralistic Iranian society (2nd ed.). Negah-e Bineh Publishing. [In Persian]
Malek-Mohammadi, H. R. (2020). Law as a political phenomenon. Public Law Studies Quarterly, 50(1). [In Persian]
Moradkhani, F. (2025a). Constitutional resilience. Research and Development in Public Law, 2(4). [In Persian]
Moradkhani, F. (2025b). The concept of the quasi-constitution: A comparative study. Comparative Public Law, 2(3). [In Persian]
Moradi Berlian, M. (2025). The legal as an interpretive phenomenon: A reading of Ronald Dworkin’s legal theory in light of Kantian ideas. Public Law Research, 27(88). [In Persian]
Qari Seyed Fatemi, S. M. (2014). Human rights in the contemporary world: An introduction to theoretical debates-Concepts, foundations, scope, and sources (4th ed.). Shahr-e Danesh Publishing. [In Persian]
Rasekh, M. (2006). Essential and contingent characteristics of law. Parliament and Strategy, (51). [In Persian]
Rasekh, M. (2016). Fiqh and law: Which fiqh? In Law: The essence of society’s survival (1st ed.). SAMT. [In Persian]
Shahabi, M. (2011). The process of the socialization of law and its impact on the legal system. Law Quarterly, 41(1). [In Persian]
Tangestani, M. Q. (2020). The relationship between law and politics. Public Law Research, (67). [In Persian]