نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکدهٔ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه حقوق عمومی، دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 پژوهشگر دورهٔ دکتری حقوق عمومی، دانشکدهٔ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
چکیده
تازه های تحقیق
این پژوهش بر یک فرضیهٔ بنیادین استوار بود: «بحرانِ معاصرِ حقوق» را نمیتوان به مفاهیمی تقلیلگرایانه همچون نقص، تعارض یا نقضِ قواعد در رویههای عادیِ نهادهای قضایی یا اداری فروکاست و با اتکای صرف بر روشهایی فنّی همچون «تنقیح» به حل آن همت گماشت. آنچه وضعیتِ امروز را چه در فروپاشیِ نظمِ فراملی و چه در بنبستهایِ تقنینیِ داخلی بحرانی میسازد، «تعلیقِ افقِ حقوق» است؛ جایی که نهادهای مستقر، تواناییِ نظمبخشی به زیستِ جمعی و حفظِ انسجامِ ساختارِ دولت را از دست میدهند. در این اتمسفر، حقوق در وضعیتی «آستانهای» قرار میگیرد. آستانه، لحظهٔ لرزانِ میانِ «نوزایش» و «فروپاشی» است. حقوقدان در این معنا، بر لبهای باریک ایستاده است.
یکی از دستاوردهایِ محوریِ این تحلیل، افشایِ پارادوکسی مهلک در مکاتبِ رایجِ علم حقوق بود: جمود بر متونِ حقوقیِ موجود در شرایطِ تعلیق، بیش از آنکه نشانهٔ وفاداری به حکومتِ قانون باشد، عاملِ تسریعکنندهٔ انحلالِ عملیِ آن است. اصرار بر اجرایِ صوریِ قواعدی که پایگاهِ مادی و ضمانتِ اجراییِ خود را باختهاند، حقوق را به زبانی بیاثر و خطرناک بدل میسازد؛ زبانی که امکانِ تصمیمگیریِ سریع و تداومِ حیاتِ جمعی را از سوژهٔ حاکم سلب میکند. در چنین وضعی «وفاداریِ شکلی»، به ابزارِ ویرانیِ نظمِ نهادی تبدیل میشود.
تحلیل نشان داد که حقوق در لحظات تعلیق، تنها از طریق کنشهایی تداوم مییابد که در چارچوبهای رایج نمیگنجند.
«کنشِ مؤسِّسِ حقوق»، کنشی است که از دل وضعیت انضمامی برمیخیزد و با اتکا به منطقِ تأسیس، امکانِ تازهای برای قاعدهمندی میگشاید. این کنش، شرطِ امکانِ بقایِ حقوق است. حقوق با تواناییِ کشف و صورتبندی نسبتِ میانِ «وضعیت» و «قاعده» زنده میماند. در این افق، سیمایِ حقوقدان دگرگون میشود. او با عبور از جایگاهِ حافظ صرف متون، حاملِ «مسئولیتی تأسیسی» است: مسئولیتِ تشخیصِ شکافهایِ هستیشناختی و مشارکت در معماریِ کنشهایی که امکانِ نظم را بازسازی کنند. ایفای این مسئولیت، وفاداری عمیقتر به منطق درونی حقوق است؛ زیرا بدون انسجام و وحدتِ سیاسیِ حداقلی، نظم حقوقی ناممکن است.
سخنِ آخر آنکه، این مقاله دفاعی بود از حقوق بهمثابهٔ «نیرویِ فرمبخشِ زیستِ جمعی». در جهانی که نظمهایِ بالادستی معلقاند و ساختارهایِ داخلیِ دولتملتها آماجِ بحرانهای ترکیبی قرار دارند، اعتبارِ حقوق در گروِ شجاعتِ آن برای بازتأسیسِ مدامِ خویش است. پرسشِ نهایی در حقوقِ عمومیِ معاصر، بهجای آنکه معطوف به «چگونگیِ انطباقِ رفتار با قانونِ مستقر» باشد، بر این مدار میگردد که «کدام کنشِ تأسیسی میتواند نهادِ حقوق را از خطرِ فلج شدگی و فروپاشی برهاند؟» پاسخ تنها در عبور از تنگنظریهای روششناختی، درکِ ماهیتِ سیاسیِ حقوق و استقبال از «شجاعتِ تأسیس» نهفته است.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
The contemporary crisis of law extends beyond the mere violation of legal norms; it possesses an ontological character that may be described as the "suspension of the horizon of normativity." In such a condition, law loses its capacity to function as an instrument for ordering collective life and sustaining the structure of the state. Adopting a critical approach, this study argues that the dominant methodologies of legal scholarshiplegal positivism, normativism, and interpretivismare ineffective in confronting this threshold condition because they are grounded in the presupposition of the stability of legal order. Consequently, they either overlook the vital actions necessary for the preservation of order or relegate them to the sphere of naked force. To overcome this impasse, the article formulates the concept of the "constituent act of law." Under conditions of suspended order, such an act arises not primarily from the text of positive law but from the concrete situation itself. Through the "interpretation of the foundation" and the reconstruction of political unity, it enables the re-emergence of legal normativity. Finally, by introducing a "constitutive methodology," the article proposes a framework in which the jurist transcends legal formalism and assumes an ontological responsibility for safeguarding the conditions of possibility of law. In this capacity, the jurist acts as a constitutive subject, preventing the disintegration of the institutional order.
کلیدواژهها [English]