رویکردی تطبیقی به قراردادهای امتیازی در چارچوب مشارکت‌های عمومی‌خصوصی حوزه انرژی در نظام‌های حقوقی ایران، فرانسه و فقه کشورهای اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه حقوق،دانشکده علوم انسانی،دانشگاه لرستان خرم آباد،ایران

10.22091/cpl.2026.14523.1081

چکیده

 این پژوهش با هدف تبیین الگوی بهینه تنظیم قراردادهای امتیازی در مشارکت‌های عمومی‌خصوصی حوزه انرژی، به مقایسه تطبیقی نظام‌های حقوقی ایران و فرانسه و ارزیابی انطباق آن‌ها با اصول فقه اسلامی می‌پردازد. روش تحقیق توصیفی‌تحلیلی با رویکرد تطبیقی و مبتنی بر تحلیل قوانین، اسناد تقنینی و رویه‌های قضایی است. یافته‌ها حاکی از آن است که کارآمدی این قراردادها در توسعه انرژی، به‌ویژه تجدیدپذیرها، وابسته به طراحی دقیق سازوکارهای تقسیم ریسک، شفافیت اطلاعاتی و نظارت مؤثر است. در فقه اسلامی، اعتبار این قراردادها منوط به رعایت منع غرر، عدالت در توزیع منافع و صیانت از مصالح عمومی است؛ درحالی‌که در حقوق فرانسه، چارچوب قانونی ۲۰۰۴ و نظارت نهادی، امنیت حقوقی و انضباط مالی را تضمین می‌کند. نتیجه آنکه تقویت استانداردسازی قراردادی، نهادهای نظارتی تخصصی و ابزارهای نوین مدیریت ریسک، شرط تحقق حکمرانی کارآمد در بخش انرژی ایران است.

تازه های تحقیق

در فرانسه چارچوب مشارکت عمومی‌خصوصی نمونه‌ای از «قراردادگرایی اداریِ تنظیم ‌شده» است؛ دولت با حفظ نقش حاکمیتی و پاسداری از منافع عمومی، اجرای پروژه‌ها (طراحی، تأمین مالی، ساخت و بهره‌برداری) را به بخش خصوصی می‌سپارد، اما از طریق دیوان محاسبات، نهادهای تنظیم‌گر و دادگاه‌ها (ازجمله رأی علیه TotalEnergies) بر شفافیت، صداقت زیست‌محیطی و انضباط بودجه‌ای نظارت می‌کند. ضمانت اجراها صرفاً مالی نیست و به حوزه شفافیت اطلاعاتی، ادعاهای محیط‌زیستی و اصلاح عمومی تبلیغات نیز توسعه یافته است؛ ساختاری که «حکمرانی چندلایه» با حضور نهادهای مستقل، سمن‌ها و قوه قضاییه ایجاد می‌کند. نظریه بازی‌ها و تحلیل ریسک در طراحی این قراردادها به‌کار می‌رود و قرارداد امتیازی انرژی در دل یک معماری تحلیلی‌نظارتی جای می‌گیرد.

در مالزی چارچوب مشارکت‌های عمومی‌خصوصی و قراردادهای امتیازی انرژی تحت تأثیر هم‌زمان قوانین مدرن (مانند MACC 2009 و قانون PPP 2009) و مبانی فقهی معاملات است. پرونده «Public Prosecutor v. Azmi Bin Sharom» نشان می‌دهد که فساد در مشارکت‌های عمومی‌خصوصی به‌عنوان رفتاری که شفافیت، رقابت و تخصیص بهینه ریسک را مخدوش می‌کند، هم با زبان حقوق کیفری و هم با الهام از قاعده فقهی حرمت رشوه و غرر مورد برخورد قرار می‌گیرد و به اصلاح گزارش‌دهی و تقویت نظارت پیشگیرانه می‌انجامد. قانون ۲۰۰۹، گزارش‌دهی مالی و عملکردی را الزامی کرده و برای هم‌راستا کردن منافع بخش خصوصی با منفعت عمومی بر شفافیت و پاسخگویی تکیه دارد. در سطح مالی، استفاده از صکوک و ابزارهای شریعت‌سازگار، تلاشی برای همگرایی نظام مالی اسلامی با الگوهای جهانی تأمین مالی زیرساخت است؛ مشروعیت دینی، پشتوانه جذب سرمایه و کاهش ریسک سیاسی و اجتماعی می‌شود.

در ایران قراردادهای امتیازی و مشارکت‌های انرژی بر بستر اصل ۴۴ قانون اساسی، قانون اجرای اصل ۴۴، قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی، مقررات بخشی (به‌ویژه در نفت و گاز) و نظارت دیوان محاسبات و سازمان بازرسی شکل می‌گیرد؛ اما نظم مشارکت‌های عمومی‌خصوصی به ‌صورت منسجم و کدگذاری شده وجود ندارد. بخش مهمی از تنظیم روابط به‌صورت «دکترین قضایی» از طریق آرای دیوان عدالت اداری در حال شکل‌گیری است. رأی ۲۵۰۸ با محدود کردن آیین‌نامه تشویق به مشارکت به چارچوب قانون مادر و منع توسعه بی‌ضابطه و تحمیل تکالیف بدون حکم قانون، بر حاکمیت قانون و امنیت حقوقی تأکید دارد. آرای دیگر (مانند رأی ۱۹۱۸۴۸۴ درباره دفترچه قرارداد شهرک‌های صنعتی و رأی ۱۶۰ درباره بخشنامه مالیاتی) با تمرکز بر ناکافی بودن گزارش‌دهی، عدم توازن ریسک، ابهام مالیاتی و تأکید بر نظارت دیجیتال و صراحت قراردادی، دکترین «شفافیت، عدالت در تقسیم ریسک، منع غرر و لاضرر» در قراردادهای مشارکتی را می‌سازند. به ‌این ‌ترتیب، در غیاب قانون جامع مشارکت‌های عمومی‌خصوصی، دیوان عدالت اداری در نقش داور و طراح قواعد بازی، مشارکت‌های عمومی‌خصوصی را با اصول فقهی و قانون اساسی تطبیق می‌کند و مسیر گذار به حکمرانی داده‌محور را هموار می‌سازد، هرچند این فرایند هنوز پراکنده و موردی است.

در پاسخ به پرسش بنیادین می‌توان گفت که از حیث ساختار، فرانسه یک چارچوب کدگذاری شده و منسجم مشارکت‌های عمومی‌خصوصی دارد که در آن قرارداد امتیازی انرژی ابزار سیاست عمومی در دل حقوق اداری و مالیه عمومی است و توسط دیوان محاسبات و دادگاه‌ها با تکیه بر شفافیت، صداقت زیست‌محیطی و تحلیل ریسک کنترل می‌شود. مالزی یک مدل ترکیبی دارد که قوانین خاص مشارکت‌های عمومی‌خصوصی و ضدفساد در کنار موازین شریعت و ابزارهای مالی اسلامی، دو حوزه مکمل می‌سازند: گستره مدرن نظارت، گزارش‌دهی و مبارزه با فساد و زمینه شرعیِ مشروعیت‌بخش و جلب اعتماد اجتماعی. ایران در وضعیت نیمه‌نهادی است: قوانین بخشی و اصل ۴۴ زمینه مشارکت را فراهم کرده‌اند، اما نظم جامع مشارکت‌های عمومی‌خصوصی مدون نشده و بخش مهمی از قاعده‌گذاری از طریق رویه قضایی دیوان و نظارت نهادهایی چون دیوان محاسبات شکل می‌گیرد؛ این رویه بر شفافیت، عدالت ریسک و تطبیق با اصول فقهی و اساسی تکیه دارد. از حیث تنظیم رابطه حاکمیت-تصدی و توزیع ریسک، فرانسه با استفاده از تحلیل ریسک و نظریه بازی‌ها میان منافع عمومی (ازجمله تعهدات زیست‌محیطی) و انگیزه‌های بخش خصوصی تعادل برقرار می‌کند؛ مالزی افزون بر این منطق، یک لایه ضدفساد و شرعی فعال دارد که با جرم‌انگاری و گزارش‌دهی اجباری، تعادل را به سمت شفافیت و کاهش غرر سوق می‌دهد و در ایران، تنظیم این رابطه بیشتر قضایی و پسینی است و از مسیر ابطال مقررات مبهم و نامتوازن، قواعد بازی اصلاح می‌شود، هرچند نبود قانون جامع مشارکت‌های عمومی‌خصوصی باعث می‌شود این تنظیم منسجم و پیش‌دستانه نباشد. از حیث پیوند با فقه و اخلاق عمومی، فرانسه بر اصول سکولار حقوق اداری (برابری، شفافیت، محیط‌زیست) استوار است؛ درحالی‌که مالزی و ایران مفاهیمی مانند غرر، لاضرر و عدالت را هر یک به سبک خود در ارزیابی قراردادهای امتیازی دخالت می‌دهند.

 در مالزی این مفاهیم بیشتر در ساختارهای مدرن نظارتی و مالی کدگذاری شده‌اند و در ایران هنوز بخش قابل‌توجهی از این ترجمه در قالب آراء قضایی در حال تکوین است. مجموعاً می‌توان گفت فرانسه نمونه یک نظام نهادمند و پیش‌دستانه، مالزی نمونه نظام ترکیبی شرعی‌مدرن با تمرکز بر شفافیت ضدفساد و ایران نمونه نظام در حال گذار است که اگر با قانون‌گذاری جامع، شفافیت دیجیتال و استفاده نظام‌مند از استانداردهای بین‌المللی (مانند پیش‌نویس‌های یونیدروا) تکمیل شود، می‌تواند از نظارت قضایی پراکنده به سمت معماری منسجم مشارکت‌های عمومی‌خصوصی با پشتوانه فقهی و داده‌محور حرکت کند.

این جستار با چند محدودیت همراه است. دسترسی به برخی آراء (ازجمله رأی دادگاه تجدیدنظر پاریس علیه TotalEnergies) مبتنی بر گزارش‌ها و نه متن رسمی کامل بوده و امکان دقت جزئی در تحلیل استدلال‌ها را محدود می‌کند؛ در مالزی تنها چند منبع کلیدی و یک پرونده شاخص مبنا قرار گرفته و رویه‌ها و مقررات بخشی به‌طور جامع بررسی نشده‌اند؛ در ایران نیز تنها مجموعه محدودی از آراء دیوان عدالت اداری و مقررات منتخب تحلیل شده و کل رویه قضایی و قراردادی حوزه انرژی پوشش نیافته است. دامنه موضوعی بحث بر حوزه انرژی و زیرساخت‌های نزدیک محدود بوده و سایر حوزه‌های مشارکت‌های عمومی‌خصوصی مستقل بررسی نشده‌اند و جزئیات فنی قراردادها (فرمول‌های تعرفه، بازده تضمین ‌شده، فورس‌ماژور و ضمانت‌های دولتی) کنار گذاشته شده است. علاوه‌بر آن، هر سه نظام در حال تحول‌اند و تصویری که ارائه شده «عکس لحظه‌ای» از وضعیتی گذار است. نهایتاً پیوند میان مفاهیم فقهی (غرر و لاضرر و عدالت) و نظریه بازی‌ها بیشتر تفسیری و مفهومی بوده و نیازمند مطالعات میان‌رشته‌ای عمیق‌تر است. با وجود این محدودیت‌ها، مقایسه سه نظام نشان می‌دهد که طراحی موفق قراردادهای امتیازی در انرژی نیازمند ترکیب سنجیده سه محور است: شفافیت داده‌محور، عدالت در توزیع ریسک و نوعی مشروعیت هنجاری (سکولار یا شرعی) که هم اعتمادبخش خصوصی را جلب کند و هم منافع عمومی را حفظ نماید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Concession Contracts within the Framework of Public-Private Partnerships in the Energy Sector: A Comparative Study of the Legal Systems of Iran, France, and Islamic Jurisprudence

نویسنده [English]

  • Rasoul Karami moghadam
Department of law, Faculty of humanities, Khoram Abad. University of Lorestan
چکیده [English]

This study seeks to formulate an optimal regulatory framework for concession contracts (contrats de concession) within public-private partnerships (Partenariat Public-Privé, PPPs) in the energy sector through a comparative analysis of the legal systems of Iran and France, alongside a reappraisal of their compatibility with the principles of Islamic jurisprudence (fiqh). The study recruits a descriptive-analytical methodology and examines statutory provisions, legislative instruments, and judicial precedents. Findings of the study indicate that the effectiveness of such contracts in advancing energy development, particularly within the field of renewable energies, is contingent on the precise design of risk-allocation mechanisms, information transparency, and effective regulatory oversight. Within Islamic jurisprudence, the legality and legitimacy of these contracts are conditioned on compliance with the prohibition of gharar (prohibition of speculative uncertainty), the equitable distribution of benefits, and the safeguarding of the public interest (maṣlaḥah ʿāmmah). By contrast, under French law, the legal framework established in 2004, together with institutional supervision, ensures legal certainty (sécurité juridique) and fiscal discipline in the implementation of concessionary arrangements. The study concludes that the enhancement of contractual standardization, the establishment of specialized supervisory institutions, and the adoption of modern risk-management instruments comprise essential prerequisites for achieving sustainable governance in the Iranian energy sector.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Public-Private Partnership (PPP)
  • Concession Contract
  • Energy Law
  • Islamic Jurisprudence
  • Iranian Law
  • French Law
منابع
احمد شهنیایی (1391).  «جایگاه قراردادهای مربوط به مشارکت عمومی خصوصی در حقوق ایران»، مجموعه مقالات همایش ملی مشارکت عمومی و خصوصی در توسعه زیرساخت.
امامی، محمد و استوارسنگری، کورش (۱۴۰۱). حقوق اداری،جلد ۲، چاپ پنجم، تهران: میزان.
انصاری، ولی‌الله (۱۳۹۲). کلیات حقوق قراردادی، چاپ دوم، تهران: نشر حقوق‌دانان .
برزگر، عبدالرضا و رحمانی، تهمینه (۱۳۹۳). «جایگاه قرارداد مشارکت عمومی‌خصوصی در نظام حقوق اداری ایران». حقوق اداری،  دوره ۲، شماره ۵.
حسنی، بهاره و بیاتی، محمدحسین (۱۳۹۷). «بررسی فقهی حقوقی قراردادهای مشارکت عمومی‌خصوصی در نظام حقوقی ایران». مطالعات فقه و حقوق اسلامی، دوره ۱۰، شماره ۱۹.
رحمتی، پرویز (۱۳۹۲). امکان‌سنجی حقوقی مشارکت عمومی‌خصوصی در ایران، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم سیاسی.
روانشادنیا، مهدی (۱۳۹۳). اصول، مقررات و روش‌های مدیریت پیمان طرح‌های عمرانی، چاپ دوم، تهران: سیمای دانش.
سلیم، هادی (1387).  «قراردادهای دولتی و ویژگی‌های نظام‌های حقوقی دوگانه‌گرا»، مترجم: دکتر محسن محبی، پژوهش حقوق و سیاست، سال ۱۰، شماره 2.
شیروی، عبدالحسین (۱۳۸۹). حقوق تجارت بین‌الملل، چاپ دوم، تهران: سمت.
طباطبایی‌مؤتمنی، منوچهر (۱۳۹۲). حقوق اداری، چاپ شانزدهم، تهران: سمت.
غمامی، مجید (۱۳۹۱). مشارکت عمومی خصوصی در توسعه زیرساخت‌ها در ایران بر اساس مبانی مذکور در قانون اساسی و قوانین عادی. در مجموعه مقالات همایش ملی مشارکت عمومی و خصوصی در توسعه زیرساخت، ۹۱۰-۹۳۳.
قربانی، علیرضا و توحیدی، محمد (۱۳۹۰). قراردادهای مشارکت عمومی - خصوصی، الگوی نوین خصوصی‌سازی. در همایش ملی خصوصی‌سازی در ایران.
کاظمی‌ورنامخواستی، افشین (۱۳۹۱). ملزومات حقوقی و قانونی اجرای قراردادهای مشارکت عمومی و خصوصی در ایران. در پنجمین کنفرانس نظام تأمین مالی در ایران.
محمدی‌کاوه، کاوه؛ رضویان، محمدتقی؛ صرافی‌مظفر، مظفر و غلامحسینی، اسماعیل (۱۳۹۳). «شراکت بخش‌های عمومی‌خصوصی در نوسازی بافت‌های فرسوده منطقه ۹ شهرداری تهران». اقتصاد و مدیریت شهری، دوره ۲، شماره ۸.
ملائکه پورشوشتری، سید محمدحسن و علیجانی، محسن (1400). «ماهیت قراردادهای مشارکت عمومی خصوصی». دیدگاه‌های حقوق قضایی، دوره ۲۶، شماره ۹۶.
منوچهر طباطبایی‌مؤتمنی (1384).  «مفهوم، انواع و قواعد حاکم بر قراردادهای عمومی»، مجله پژوهش‌های حقوقی، سال چهارم، شماره 34.
موسوی، سید حسن و احمدی، موسی (۱۳۹۳). مشارکت عمومی‌خصوصی : مبانی نظری و مطالعات موردی. تهران: دانشگاه امام صادق (ع).
مهدی هداوند (1395).  حقوق اداری تطبیقی، جلد اول، چاپ پنجم، تهران: انتشارات سمت.
ناصر کاتوزیان (1383).  دوره مقدماتی حقوق مدنی، اعمال حقوقی قرارداد ایقاع، شرکت سهامی انتشار.
ناصر کاتوزیان (1392).  دوره حقوق مدنی، قواعد عمومی قراردادها، جلد اول، مفهوم، انعقاد و اعتبار، چاپ یازدهم، شرکت سهامی انتشار.
ویژه، محمدرضا و رحمتی، پرویز (۱۳۹۴). «مشارکت عمومی خصوصی در حقوق ایران؛ چالش‌ها و بایسته‌ها». تحقیقات حقوقی، دوره ۱۸، شماره ۷۲.
References
In English/French
Bergère, F. (2006). Le partenariat public-privé en France. Revue Française d’Administration Publique, 45, 59-64.
Bergere, F. (2016). Public-private partnerships in France: A review of experience and recent developments. OECD Journal on Budgeting.
Biygautane, M., & Clegg, S. (2023). Public-private partnerships in the Gulf Cooperation Council region: Policy discussions, projects, regulatory frameworks, and future directions. Public Works Management & Policy, 29, 146-159.
Bo, D. (2009). Inter-organizational controls in public land concession contracts. Research Papers in Economics.
Demotes-Mainard, J., Canet, E., & Segard, L. (2006). Public-private partnership models in France and in Europe. Therapie, 61(5), 505-511.
Egorov, O. V. (2024). A concession agreement and a public-private partnership agreement as a civil agreement. Юрист, 26-32.
Germani, A. (2012). Public-private partnerships in Islamic finance. European Procurement & Public Private Partnership Law Review, 7(4), 218-220.
Hodge, G., Greve, C., & Biygautane, M. (2020). Do public-private partnerships create value for money? Evidence from contemporary global practice. Public Management Review, 22(9), 1360-1375.
Horn, R., Merchant, J., Bale, M., Banner, N., Cambon-Thomsen, A., Chneiweiss, H., Clarke, A., & others. (2024). Ethical and social implications of public-private partnerships in the context of genomic/big health data collection. European Journal of Human Genetics.
International Energy Agency. (2023). Financing clean energy transitions in emerging economies. Paris: IEA Publications.
Kalisz, A. (2023). Public-private partnerships on cybersecurity and international law. In Public-private partnerships on cybersecurity and international law (pp. 211-239). Cambridge University Press.
Marra, A., Bollino, C. A., Polzin, F., & Schleich, J. (2021). Public-private partnerships for sustainable energy infrastructure: Recent trends and challenges. Energy Policy, 156, 112435.
Martiniello, L. (2020). Energy efficiency projects and public-private partnerships: The role of energy performance contracts. Energy Policy.
Mazurenko, A. P., & Dyachenko, O. V. (2023). Legal policy in the energy sector: Public and private legal aspects.
Ochoa-Correa, D., Arévalo, P., Villa-Ávila, E., Espinoza, J. L., & Jurado, F. (2024). Feasible solutions for low-carbon thermal electricity generation and utilization in oil-rich developing countries: A literature review. Fire.
Organisation for Economic Co-operation and Development. (2022). OECD public-private partnership governance framework and case studies. Paris: OECD Publishing.
Pochtovyk, Y., & Stifter, L. (2023). Modernisation of the Energy Charter Treaty: A view from the inside. In Modernisation of the Energy Charter Treaty (pp. 65-95). Springer International Publishing.
Polzin, F. (2020). Mobilizing private finance for renewable energy: A review of barriers and solutions. Renewable and Sustainable Energy Reviews, 133, 110292.
Sadran, P. (2004). Public-private partnership in France: A polymorphous and unacknowledged category of public policy. International Review of Administrative Sciences, 70(2), 233-251.
Saraswat, N., Pandeya, M., Pareek, R. K., & Kulhar, K. S. (2024). Solar energy in developing countries: Challenges and opportunities for smart cities. E3S Web of Conferences.
Shor, I. (2024). Directions and potential of using forms of public-private partnership in the field of energy conservation and energy efficiency. Vestnik of North Ossetian State University, 3, 223-231.
Wamuziri, S. (2023). Legislative framework for public private partnerships in the Sultanate of Oman. Proceedings of the Institution of Civil Engineers, 1-7.
Zhang, X., & Chen, S. (2019). Risk allocation and management in PPP energy projects: Lessons from international experiences. Energy Policy, 132, 1095-1103.
 
In Persian
Ahmad Shahniāyī. (2012). The position of public-private partnership agreements in Iranian law. In Proceedings of the National Conference on Public and Private Partnership in Infrastructure Development.
Anṣārī, V. A. (2013). General principles of contract law (2nd ed.). Tehran: Hoghooghdanan Publications.
Barzegar, A. R., & Rahmānī, T. (2014). The status of public-private partnership contracts in the Iranian administrative legal system. Administrative Law, 2(5).
Emāmī, M., & Ostovār-Sangarī, K. (2022). Administrative law (Vol. 2, 5th ed.). Tehran: Mizan.
Ghamāmī, M. (2012). Public-private partnership in infrastructure development in Iran based on the principles set forth in the Constitution and ordinary legislation. In Proceedings of the National Conference on Public and Private Partnership in Infrastructure Development (pp. 910-933).
Hadāvand, M. (2016). Comparative administrative law (Vol. 1, 5th ed.). Tehran: SAMT Publications.
Ḥasanī, B., & Bayātī, M. H. (2018). A jurisprudential and legal examination of public-private partnership contracts in the Iranian legal system. Studies in Islamic Jurisprudence and Law, 10(19).
Kātūzīān, N. (2004). Introductory course on civil law: Juridical acts, contracts, and unilateral undertakings. Enteshar Joint Stock Company.
Kātūzīān, N. (2013). Civil law course: General rules of contracts (Vol. 1, Concept, formation, and validity, 11th ed.). Enteshar Joint Stock Company.
Kāẓemī-Varnāmkhāstī, A. (2012). Legal and regulatory requirements for the implementation of public-private partnership contracts in Iran. In The Fifth Conference on Financing Systems in Iran.
Malāʾeke-Pūrshūshtarī, S. M. H., & ʿAlījānī, M. (2021). The nature of public-private partnership contracts. Judicial Law Perspectives, 26(96).
Moḥammadī-Kāveh, K., Raẓavīān, M. T., Ṣarrāfī-Moẓaffar, M., & Gholāmḥoseynī, E. (2014). Public-private partnership in the renovation of deteriorated urban fabric in District 9 of Tehran Municipality. Urban Economics and Management, 2(8).
Mūsavī, S. H., & Aḥmadī, M. (2014). Public-private partnership: Theoretical foundations and case studies. Tehran: Imam Sadiq University.
Qorbānī, A., & Towḥīdī, M. (2011). Public-private partnership contracts: A new model of privatization. In National Conference on Privatization in Iran.
Raḥmatī, P. (2013). Legal feasibility of public-private partnership in Iran (Master’s thesis, Allameh Tabataba’i University, Faculty of Political Sciences).
Ravānshādniā, M. (2014). Principles, regulations, and methods of contract management in development projects (2nd ed.). Tehran: Simā-ye Dānesh.
Salīm, H. (2008). Government contracts and the characteristics of dualist legal systems (M. Mohebbi, Trans.). Legal and Political Research, 10(2).
Shīrāvī, A. (2010). International trade law (2nd ed.). Tehran: SAMT.
Ṭabāṭabāʾī-Moʾtamanī, M. (2005). The concept, types, and governing rules of public contracts. Journal of Legal Research, 4(34).
Ṭabāṭabāʾī-Moʾtamanī, M. (2013). Administrative law (16th ed.). Tehran: SAMT.
Vīzheh, M. R., & Raḥmatī, P. (2015). Public-private partnership in Iranian law: Challenges and requirements. Legal Research, 18(72).